عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

172

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )

از مقام مريد دانسته‌اند ؛ و با اسم مراد فقط به كسانى اشاره كرده‌اند كه خاصان [ و برگزيدگان ] خداوند هستند ، و روايت [ معروف ] دربارهء ايشان وارد شده است . [ در بخش اصول ، باب اراده ، اوصاف مريد بيان شد ؛ و گفته شد مريد كسى است كه تلاش و كوشش او بر كشف او تقدم دارد ؛ و سلوك او به سوى خدا پيش از جذب او مىباشد ؛ اما مراد كسى است كه كشف او مقدم بر تلاشش است ، و جذب او پيش از سلوكش مىباشد . بنابراين ، مراد كسى است كه با صرف گزينش و انتخاب الهى ، به مقصود و اصل مىگردد ؛ و مريد كسى است كه پس از انابه ، به سوى خدا هدايت مىشود ؛ چنان‌كه خداوند مىفرمايد : « اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ . » « 1 » خداوند هركس را بخواهد برمىگزيند ، و كسى را كه به سوى او انابه و بازگشت كند ، هدايت مىنمايد . و در روايتى از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، در وصف « مراد » آمده است : « انّ للّه ضنائن من خلقه ، ألبسهم النّور السّاطع « 2 » ، و غذّاهم فى رحمته « 3 » ، يضنّ بهم على البلاء ، يحييهم فى عافية و يميتهم فى عافية . » « 4 » خداوند برگزيدگانى از خلق خود دارد كه برايشان كسوتى از نور تابناك پوشانده ، و در رحمت خود آنها را تغذيه كرده ، و آنها را از بلا مصون داشته ، و زندگانى و مرگ آنها را در عافيت قرار داده است . و المراد ثلاث درجات : الدرجة الأولى أن يعصم العبد و هو يستشرف الجفاء اضطرارا ، بتنغيص الشهوات ، و تعويق الملاذّ ، و سدّ مسالك

--> ( 1 ) - 42 / 13 . ( 2 ) - يعنى سراسر وجود آنها را به نور جمال خود نورانى ساخت . ( 3 ) - يعنى جان آنها را در رحمت خود با علم و حكمت تغذيه كرد و آنها را تربيت نمود و پرورش داد . چنان كه دربارهء رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا » ( 42 / 52 ) همان گونه ( كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم ) بر تو نيز روحى را به فرمان خود وحى كرديم ؛ تو پيش از اين نمىدانستى كتاب و ايمان چيست ، ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به وسيلهء آن هركس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مىكنيم . ( 4 ) - اين روايت را ابو نعيم در الحلية ( مقدمه ، ج 1 ، ص 6 ) و طبرانى در المعجم الكبير ( ج 12 ، ص 294 ، حديث شمارهء 13425 ) با كمى اختلاف نقل كرده‌اند .